برای تازه شدن دیر نیست
یاد داشت های ( ر.م ) آدمها و آدمکها
دارم میرم ... خیلی دور .... تمام خاطرات و اتفاق ها و داستانهای زندگیم ادامه داره اما در سرزمینی بیرون از مرزهای ایتجا در سرزمین چکمه ای شکل . امروز آخرین روزی هست که من اینجام. از دوستان وبلاگنویس با معرفت تشکر و خداحافظی میکنم: برای دلم / حمید و رومینا / من و یک دنیا دردسر بامزه / نوشته های نا نوشته
خداحافظ
من که همیشه عاشق تابستون بودم امسال اصلا تابستون جالبی ندارم. حسابی سرم شلوغ شد تا 25 شهریور زبان ترم فشرده گذاشتن و من با دوتا دیگه از دوستام جو گیر شدیم و الان هر روز داریم تو این هوای گرم میریم سر کلاس و دروازه شیراز و خیابون دانشگاه شده مسیر هر روز پاهای من. البته از طرفی بد هم نشد چون 2 ترم جلو افتادیم. هرچند من نمیدونم از چی جلو افتادم ؟ چه عجله ای بود؟ وقتی دانشگاه میرفتم هم همینطور بودم میخواستم زود تموم شه. یک ترم زودتر از همه درسم تموم شد، به چه دردم خورد؟ به هر حال من همیشه تند تند یه کاری رو تموم میکنم علت اصلیش رو نمیدونم فقط میخوام که دیر نشه! ...... اگرچه اسم وبلاگم هست "برای تازه شدن دیر نیست"ولی خودم به شدت معتقدم که دیره. واقعا برای یک چیزهایی دیر میشه. وقتی برای رسیدن به آرزوهات فقط فاصله تولد تا مرگ رو داری خوب معلومه که دیر میشه......خلاصه به خاطر این کلاس مسافرت و خیلی کارهای دیگه که همیشه سرگرمم میکرد تعطیل. باز خوبه لیگ شروع شد حداقل شبا فوتبال میبینیم و دو شنبه ها " نود ". الان همین امشب هم رئال و بارسا بازی دارن.... به خودم قول داده بودم فیلمای ترسناک نبینم ولی یه فیلم دیدم به اسم "آب تیره" ( عنوان این یادداشت ) مال سال2005 بود جنیفر کانلی هم توش بازی میکرد.اولش زیادم ترسناک نبود منم همینطوری گفتم ببینم آخرش چی میشه ولی بعد معلوم شد ازاین فیلم روح و روح بازی هاست . آخرش اونجایی که مامان بچه میره تو حموم بچه ش رو از دست روح اون یکی بچه نجات بده خیلی بد بود البته بیشتر من غمگین شدم تا بترسم. ...... من چند وقته خیلی دلم میخواد برم سوار تاب بشم.
با یکی دعوام شد. حقم بود از اول بابا گفت این دیگه چه آدم هفت خطیه ولی من فکر کردم بد بین شده. حالا هم پولم رفت هم اعصابم خورد شد.من برای اولین بار بود که با کسی دعوام شد.اونم با یه آدم هفت خط و بد دهن که خیلی راحت پول رو خورد و یه آبم روش و آخرشم اون کاری که قرار بود انجام بده زد زیرش.مردشورتو ببرن ندا که این آدم رو تو به من معرفی کردی. ولی خوب درسی شد واسه خودم . انگار هرچی بزرگتر میشیم به کثیف بودن این دنیا و آدما بیشتر پی میبریم.البته من به یه چیز دیگه هم پی بردم اینکه من اصلا عرضه دعوا کردن ندارم یک روز گذشته ولی هنوز تپش قلب دارم خداییش اعصابمو خیلی خورد کرد تازه خودم از خودم تعجب میکنم که ........ ولش کن
ترم جدید زبان شروع شده و دوجلسش هم رفت. استادمون از ایناست که هی خودشو میکشه که فضای کلاس رو شاد کنه، یه چیزی میگه که مثلا یعنی خیلی حرف با مزه و بانمکی زده بعد که میبینه ما هیچ کدوم نمیخندیم خودش میزنه زیر خنده.روز اول ما همه بهت زده به هم نگاه میکردیم که چرا این انقد مسخره بازی در میاره و خودش میخنده . گفتیم شاید اسم کوچیکش (خجسته) باشه ولی وقتی خودشو معرفی کرد یه چیز دیگه بود.
بیست و یکم روز تولدم بود و اصلا خوشحال نبودم به همین مفتی بیست و شش سالم تموم شد. از اون روز تا حالا هم که همش دارم بد میارم امروز پنج شنبه بود و امیدوارم هفته جدید دیگه خوب باشه. راستش حال روحیم اصلا خوب نیست. لطفا بهم روحیه بدین راجع به امید به زندگی و اینا بگید. من امروز ناهار نخوردم .هفته جدید لیورپول بازی داره میبره نه؟ ال کلاسیکو هم اگه رئال ببره جذاب تر میشه شاید . کاشکی کتاب فارسی ابتدایی رو ننداخته بودم دور.دیروز میدون انقلاب کار داشتم دقیقا نزدیک سی و سه پل داشتن جلبکهای زاینده رود رو جمع میکردن.دارم تمام تلاشمو میکنم طولانی بنویسم ساعت از دوازده گذشت الان جمعه شد!
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بینالمللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.این واسه اطلاعات عمومی و جنبه آموزشی بود.. واقعا خودم هم باورم نمیشه این همه گذشته از آخرین باری که آپ شدم .. الان فقط اومدم ببینم اینجا احتیاجی به خونه تکونی داره که میبینم بله خیلی خاک گرفته. حالا این همه شلوغ بازی و همهمه مردم تو خیابونا فقط واسه یه لحظه است واسه همون یه لحظه ساعت دو و پنجاه دقیقه و چهل و پنج ثانیه و من شاید تو این لحظه با پدر و مادرو خواهر و آرزوهامون یه جایی بریم که من پارسال سال تحویل خیلی دلم میخواست اونجا باشم اما ..اصلا مگه فرقی هم میکنه ما آدما برای هر اتفاقی کلی داستان میسازیم و خودمون و باهاش سرگرم میکنیم، زیادم بد نیست . دهم فروردین هم که دربی و چون من اصفهانیم طرفدار داور می باشم!.بیستم هم شروع ترم کلاس زبان و بیست و یکم هم که دیکه رسما بیست و شش سال و برام ثبت میکنن و وارد بیست وهفت سال میشم و ...راستی ژاپن رو بگو چی شد...

عیدتون مبارک .. عید من هم
| Design By : Night Melody |


